الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

153

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

شخصيتهاى ديگر يثرب نيز همانند آنها را ارسال نمود و با همنشينان خود دربارهء اينكه هر كدام از آن اشخاص با آن هدايا چه مىكند ، سخن مىگفت و دربارهء حضرت حسين ، اظهار داشت : ( 1 ) « اما حسين ، از يتيمان كسانى شروع مىكند كه همراه پدرش در صفين كشته شده‌اند ، پس اگر چيزى باقى بماند با آن شترى را سر مىبرد و با آن شير ( به مردم ) مىنوشاند . . . » . وى ، ناظرى را فرستاد تا ببيند كه آن قوم چه خواهند كرد و گزارش او به همان گونه بود كه معاويه اظهار مىداشت ، پس معاويه گفت : « من فرزند هند هستم ، من قريش را بهتر از قريش مىشناسم « 1 » » . ( 2 ) به هر حال ، مورخان نمونه‌هاى فراوانى از بخشش امام و سخاوتمندى آن حضرت نقل كرده‌اند كه به بعضى از آنها اشاره‌اى مىنماييم : ( 3 ) 1 - با اسامة بن زيد : « اسامة بن زيد » بيمار شد ، همان بيمارى كه در آن درگذشت ، پس امام به عيادت وى رفت و هنگامى كه در جاى خود قرار گرفت ، اسامه گفت : آه چه غمگينم ! - « غم چه چيزى را دارى ؟ » . - بدهكاريم كه شصت هزار است . - « آن به عهدهء من است » . - مىترسم پيش از آنكه پرداخت شود ، بميرم . - « قبل از اينكه من آن را به جاى تو پرداخت كنم ، نخواهى مرد » .

--> ( 1 ) عيون الاخبار 3 / 47 .